قهرمان ميرزا عين السلطنه

1179

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كرده و عوض اشرفى گرو گذاشته . پول سياه خيلى مغشوش است . سى دانه يك قران به منت تمام مىدهند و كسى نمىخرد . شاه شهيد كه اين حكم را فرمود چه عرضها كردند ، چه بستها نشستند تا موقوف شد . حالا روزبه‌روز زيادتر مىشود . عصر را خانهء حضرت و الا رفتم . حضرت عليه خيلى براى رفتن من دل‌تنگى مىكنند . حق هم دارند . شب همان جا ماندم . مزهء حور العين ساعت به ساعت بيشتر مىشود . علاقهء غريبى به او دارم . قدر اين شبها خيلى است . حاكم فارس : فرمانفرما پنجشنبه دوم - صبح را ميدان رفتم . سردار معظم توپخانه بود . چندان ابهت و رونقى در وزارت جنگ نمانده . امورات كليه را به اذن و اجازهء وزير اعظم فيصل مىدهند . فرمانفرما حاكم فارس شد . بنادر و گمرك آنجا را هم گرفت . فورا سعد الملك و بيگلر بيگى از وزارت گمرك استعفا كردند . اين تغييرات كارها را بيشتر ضايع كرده و دل هيچ‌كس پى كار نمىرود . خدمت نصر السلطنه نصر السلطنه چه عيب داشت كه معزول كردند . خيلى بلندهمت و پرجرأت‌تر از اينها بود و حال آن‌كه دويست هزار تومان علاوه را مىداد . مردهء او به زندهء « 1 » مشير السلطنه ترجيح دارد . حال كه گمرك را به اين دو نفر دادند هردو هم معتبر و صاحب مكنت [ اند ] يك ماه نگذشته قسمت عمدهء گمرك را گرفته به فرمانفرما مرحمت مىكنند . ديروز بود صد هزار اشرفى سعد الملك از اندرون خود درآورده برده دولت به بانك داد . نصر السلطنه اول كسى است كه به ماليهء دولت دو كرور اضافه كرد . كى همچو خدمتى تا امروز به دولت ايران كرده . حق خدمت او عزل و دويست هزار تومان علاوه خسارت بود كه وارد آوردند . مجير السلطنه را سعد الملك ده روز نيست به فارس فرستاده . فرمانفرما تملقاتى كه مىفرمودند براى اين بود . منفعت فورى خود را به اميد بعد از دست نمىدهد . ديروز صدارت مىكرد امروز فارس را با كمال منت و تملق قبول مىكند . اول فارس را به عين الدوله تكليف كردند قبول نكرد . يك پله از صدارت پائين نمىآيد .

--> ( 1 ) - اصل : زندگى